سه روز در کعبه
فاطمه بنت اسد علیها السلام بعد از سه روز که مهمان الهی بود، فرزند مبارک و محترم خود را در آغوش گرفته و آماده خروج از کعبه شد که هاتفی غیبی چنین ندا داد:
«ای فاطمه! نام این مولود را عـــلـــی بگذار ، چرا که من خدای علی اعلی هستم ..
من نام او را از نام خود گرفتهام و او را ادب آموختهام . امر خود را به او سپردهام و او را بر غوامض علم خود آگاهی دادهام ...
او در خانهی من به دنیا آمده است ..
او اول کسی است که بر فراز خانهی من اذان میگوید و بتها را میشکند و آنها را از بالای کعبه به صورت میاندازد ...
خوشا به حال کسی که او را دوست دارد و از او اطاعت میکند و او را یاری مینماید ..
وای بر کسی که بغض او را دارد و از او سرپیچی میکند و او را خوار مینماید و حق او را انکار میکند»
*بحارالانوار ج 35 ص 37-39
در این سه روز در هر محفلی سخن از ولادت این مولود مبارک و استثنایی بود، بخصوص باز نشدن قفل در کعبه، شکافته شدن دیوار کعبه در روز و دیدن آن توسط کفار، این مطلب را به صورت یک مسئلهی عمومی درآورده بود.

تمام لذت عالم در این است ، که مولایم امیرالمومنین علیهالسلام است
سالروز میلاد پر خیر و برکت مولای متقیان، امیرمومنان، حضرت علی علیهالسلام مبارک باد.
لعنت به تمام دشمنای امیرالمومنین علی علیهالسلام، لعنت به عمر و ابوبکر و عثمان... لعنت به هرکی که بغض امیرالمومنین رو داره و حدیث جعل میکنه راجع به ایشون...
روز پدر هم به همهی پدرها تبریک میگم، خصوصا به پدر گل خودم!
(متن از کتاب تقویم شیعه)
سلام...