209. حدیث شنبه
از شوخی (بیمورد) بپرهیز، زیرا که شوخی نور ایمان تو را میبرد.
کافی (ط-الاسلامیه)، ج 2، ص 665
از شوخی (بیمورد) بپرهیز، زیرا که شوخی نور ایمان تو را میبرد.
کافی (ط-الاسلامیه)، ج 2، ص 665
در مورد آیه "هدی للمتقین الذین یومنون بالغیب" فرمود:
متقین، شیعیان علی (ع) هستند و غیب هم حضرت مهدی (عج) غایب است.
یوم خلاص 323
حیا از ايمان و ايمان در بهشت است و بدزبانى از بىمهرى و بدرفتارى است و بدرفتارى در جهنم است.
تحف العقول، ص 394
از حقيقت ايمان اين است كه حق را بر باطل مقدم دارى، هر چند حق به ضرر تو و باطل به نفع تو باشد و نيز از حقيقت ايمان آن است كه گفتار تو از دانشت بيشتر نباشد.
محاسن، ج 1، ص 205
هیچ بندهاى حقیقت ایمانش را کامل نمىکند مگر این که در او سه خصلت باشد: دین شناسى، تدبر نیکو در زندگى، و شکیبایى در مصیبتها و بلاها.
تحف العقول ص 324
ايمان مؤمن كامل نمى شود، مگر آن كه 103 صفت در او باشد:... باطل را از دوستش نمىپذيرد و در مقابله با دشمن، حق را پايمال نمىكند.
التمحیص، ص 75
نشانه ایمان این است که راستگویی را هر چند به زیان تو باشد بر دروغگویی، گرچه به سود تو باشد ، ترجیح دهی.
نهج اابلاغه ح 458
كوتاه كردن صدا، و پايين انداختن نگاه، و راه رفتن ميانه و متوسط (نه تند و نه كند) از نشانههای ايمان و دينداری نيكو است.
غررالحكم ح 1499
از خدا دیدار رویت را تقاضا میکنم
هر شب و روز از خدا این را تمنا میکنم
شب که میآید به خود گویم بُود فردا فرج
هر صباح با این امید من دیده را وا میکنم
من به امید ظهورت مینمایم زندگی
بیزارم از دنیا ولی، شاها مدارا میکنم
روزگار غیبتت چون سایهی تار شب است
آرزوی رفتن این شام یلدا میکنم

اللهم عجل لولیک الفرج
او خواهد آمد...
کسی که در انتظار امام مهدی (عج) است، همانند کسی است که شمشیر را در رکاب رسول خدا برهنه کرده و از او دفاع می کند.
بحارالانوار ج 52 ص 129
* دعای کمیل
دعایی با مضامین عالیِ عرفان از دیدگاه معصومین علیهمالسلام که آموختنش به کمیل، نشان از میزان رشد و شایستگی او در پذیرش معارف اهل بیت دارد و استحقاق رسیدنش به درجات بالاتر را نوید میدهد.
البته خواستِ درونی و تشنگیِ کمیل در کسب معارف نیز – افزون بر دوستی دیرینهاش با علی و آل علی علیهمالسلام – مهمترین عامل پذیرفته شدنش برای حفظ و نگهداری این دعا بوده است. او خود در این مورد چنین میگوید:
روزی در مسجد کوفه نشسته بودیم با امیرمومنان علیهالسلام ؛ در حالیکه او میگفت و ما میآموختیم، تا اینکه از آن میان، یکی درباره معنا این آیه پرسید:
«فِیها یُفرَقُ کُلِّ أَمرٍ حَکِیمٍ»1 «در آن شب، هر امری به حکمت رقم میخورد».
آن حضرت فرمود: «سوگند به کسی که جان علی در دست اوست، منظور شبِ نیمه شعبان است. در آن شب هیچ بندهای نیست مگر اینکه خیر و شر او برایش رقم میخورد تا نیمه شعبان سال دیگر. و هیچ بندهای نیست که آن شب را احیا کند و دعای خضر را بخواند؛ مگر اینکه دعایش پذیرفته شود».
آن روز گذشت و شب فرارسید، و درست شب نیمه شعبان بود و هنگام فراگیریِ دعایِ خضر.
بیتابانه به انتظار شب نشستم تا به نیمه برسد. آنگاه به درِ خانه علی (ع) رفتم. در را گشود و فرمود: این وقت شب برای چه کاری آمدهای؟»
گفتم: برای آموختن دعای خضر، ای امـیـرالـمـومـنـیـن.
فرمود:«پس بیا و این دعا را فرابگیر و در هر شب جمعه، یا هر ماه یا هر سال یکبار آن را بخوان که خداوند تو را کفایت و یاری میکند، و روزیات عطا میفرماید.
البته ای کمیل! بدان که دوستی دیرینهات با ما، موجب شد تا خواستهات را پاسخ گویم. پس بنویس آنچه را میگویم:2
اَللّهُمَّ اِنِّی اَسئَلُکَ بِرَحمَتِکَ الَّتِی وَسِعَت کُلَّ شَیءٍ، وَ بِقُوَّتِکَ الَّتِی قَهَرتَ بِها کُلَّ شَیءٍ وَ خَضَعَ لَها کُلَّ شَیءٍ...پروردگارا! از تو میخواهم به حق رحمتت که همه چیز را فرا گرفته، و به حق نیرویت که همه چیز را به وسیلهاش شکست خورده و از پای افتاده گرداندهای و همه چیز در برابرش خوار و زبون گشته...
خداوندا! بر من ببخش گناهانی که رسوایی به بار آرَد.
خداوندا! بر من ببخش گناهانی که بدبختی ببارانَد.
خداوندا! بر من ببخش گناهانی که نعمتها بگردانَد.
خداوندا! بر من ببخش گناهانی که دعاها را به بند کِشد.
خداوندا! بر من ببخش گناهانی که بلاها را فروریزد....
پروردگارا! چه بسیار زشتیهایم را که پوشاندی، چه بلاهای گران که از من بگرداندی، چه بسیار لغزشهایی که از آن بازَم داشتی، چه بسیار کارهای ناپسندی که از من دور ساختی، چه بسیار ستایشهایی که شایستهاش نبودم و دربارهام پراکندی... *
________________________________________
1. سوره دخان، آیه 42. نقل به معنا از «اقبال» سیدبن طاووس. نیز شیخ طوسی در «مصباح المتهجد» میگوید: کمیل بن زیاد در شب نیمه شعبانی، علی علیهالسلام را در سجده میبیند که این دعا را میخواند و آن را از مولایش فرا میگیرد.
* مسعودی، مجید؛ از قبیله خوبان: کمیل بن زیاد نخعی به انضمام وصیت علی علیهالسلام به کمیل (مرزبانان خورشید ؛ 1) ، صص 60-62

چون روایتی را شنیدید، آن را بفهمید و عمل کنید، نه اینکه بشنوید و نقل کنید، زیرا راویان علم فراوان و عمل کنندگان آن اندکند.
نهج البلاغه ح 98
سخاوت نيكو است اما از ثروتمندان نيكوتر؛ تقوا نيكو است اما از علما نيكوتر؛ صبر نيكو است اما از فقرا نيكوتر، توبه نيكو است اما از جوانان نيكوتر و حيا نيكو است اما از زنان نيكوتر.
نهج الفصاحه 2006
بهشتى ها چهار نشانه دارند: روى گشاده، زبان نرم، دل مهربان و دستِ دهنده.
مجموعه ورام، ج 2، ص 91
نيكى آن است كه جان و دل انسان با آن آرامش پيدا كند و گناه آن است كه جان و دل انسان با آن آرام نگيرد، هر چند فتوا دهندگان (خلاف آن را) به تو فتوا دهند.
كنزالعمّال، ح 7278
مردم، بيشتر از آن كه با عمر خود زندگى كنند، با احسان و نيكوكارى خود زندگى مىكنند و بيشتر از آن كه با اجل خود بميرند، بر اثر گناهان خود مىميرند.
دعوات الراوندى، ص 291، ح 33
نيكى و نيكوكاران را دوست بداريد. سوگند به آن كه جانم به دست اوست، بركت و تندرستى، با نيكى و نيكوكاران است.
كنزالعمّال، ح 15974
کسی که بر این امر (انتظار) بمیرد و منتظر امام باشد، همانند کسی است که در خیمه امام قائم (عج) باشد.
بحارالانوار ج 52 ص 125
هیچ داری از دل مهدی (عج) خبر ؟
گریههای هر شبش تا به سحر ؟
او که ارباب تمام عالم است ،
من بمیرم، سر به زانوی غم است .

شیعیان، مهدی (عج) غریب و بیکس است ،
جان مولا معصیت دیگر بس است .
شیعیان بس نیست غفلتهایمان ؟
غربت و تنهایی مولایمان ؟
ما عبید و عبد دنیا گشتهایم ،
غافل از مهدی زهرا گشتهایم ..
اللهم عجل لولیک الفرج
او خواهد آمد ...
مردمی که گناهکارند و نه نیکوکار، با صلهرحم، اموالشان زیاد و عمرشان طولانی میشود؛ حال اگر نیک و نیکوکار باشند چه خواهد شد.
کافی 155/2