http://s5.picofile.com/file/8110447118/allhm_ajl_lolik_alfrj.jpg

تسکین بده قرار دل بی قرار را
با نُدبه تازه کن غم دوری یار را
این السبیل؟ اشرق الی بنورک...
تا در میان راه،تا که بیابم دیار را

تنها نشسته، خسته، پریشان و ناامید
چشمم به راه، تا که ببینم سوار را
یک عمر خوانده ام "ارنی الطلعه الرشید..."
در خواب لااقل بده این افتخار را

انت الرسول، انت امیر انک الغدیر...
برگرد از حرا و بکش ذوالفقار را
کم استغیث "این؟ متی؟ لیت..."سیدی!
پایان بده جدایی چشم انتظار را

آنقدر جمعه های نبود تو بوده است
زیر سئوال برده حساب و شمار را
ای گل بگو که فصل شکوفایی ات کجاست؟
گم کرده ام میان زمستان بهار را

اللهم عجل لولیک الفرج

                             او خواهد آمد...